تبليغاتX
ذهن چسبناک

اینکه کسی رو درک کنی با اینکه ادای درک کردن و در بیاری متفاوته . همون طوری که گوش دادن با فهمیدن تفاوت داره


بعضی ها فلان مدرک رو هم بگیرن بازم خاله زنکن


به یه مسافرت یک هفته ای دعوت شدیم ...  می رویم


نوشته شده توسط ذهن چسبناک در ساعت 1:53
[ ]
لعنت به این مملکت شنبه 12 بهمن1387
 

لعنت ! لعنت به این مملکت بی صاحاب !!

خونه ی من روبه روی نیروگاه  قیطریه س .. امروز به خاطر شدید شدن فشار برق

 یه سری از وسایل خونه م سوخت !!

همسایه ی بیچاره همه ی زندگیش سوخت ..

پوففففففففففففففففففف

واقعا موندم چی کار کنم

 

نوشته شده توسط ذهن چسبناک در ساعت 16:22
[ ]
ب ا ب ا دوشنبه 7 بهمن1387
 

درباره ی بعضی چیز ها فکر کردم . تقریبا در همه ی طول زندگی ات کج خلقی کرده ام . موقعی که لباس می پوشیدی تا مدرسه بروی غر زدم که تای آستین لباست را باز کنی و موهایت را درست کنی . موقعی که وسایلت را در کیف مدرسه ات می گذاشتی سرزنشت کردم که چرا شب ،قبل از خواب این کار را نکرده ای . موقع صبحانه خوردن هم ایراد کارهایت را پیدا کردم ، دهانت را پر از غذا کردی ، روی نان کره زیاد مالیدی و چایی ات را خیلی شیرین کردی . و موقعی که خواستم به سر کار بروم به طرفم دویدی و من اخم کردم و گفتم قوز نکن !

نگذاشتم گرافیست بشوی . دوست داشتم جراح باشی و همه ی وسایل پزشکی ام را موقع قبولیت در دانشگاه بهت هدیه کنم ولی علوم انسانی خواندی و روانشناسی انتخاب کردی .

کج خلقی کردم که درس بخوانی ، لباس هایی ساده تر انتخاب کنی ، در شأن خودت لباس پپوشی و آرایش کنی و حرف بزنی

دیگر شرایط تغییر کرده . . .

نیستی که کج خلقی کنم

ولی فکر می کنم هنوز هم می توانم راهنمایی ات کنم .

همیشه موفق باشی

بابا

 

نوشته شده توسط ذهن چسبناک در ساعت 0:31
[ ]

© Copyright 2008-2009, sticky-mind.Blogfa , All Rights Reserved