تبليغاتX
ذهن چسبناک
قــــصه ی من سه شنبه 7 آبان1387
 

ـ آقا ؟

ـ بله ؟

ـ نمی ترسید ؟

ـ چرا می ترسم . تو می خواهی که من در خیابانی یک طرفه برگردم و در جهت ممنوع آن حرکت کنم.

 این ترس ندارد ؟

ـ آقا ! برای پیاده ها هیچ خیابانی یک طرفه نیست .

نوشته شده توسط ذهن چسبناک در ساعت 23:48
[ ]
 

گر از بسیط زمین عقل منهدم گردد

                                 کسی به خود گمان نبرد که نادانم

 

اینکه آدم یه دوره ای از زندگیش بخواد ظاهری متفاوت داشته باشه یا کارهای متفاوت انجام بده شاید خیلی بد نباشه .. ولی اگر این افکار خیلی ادامه پیدا کنه اونوقته که دیدگاها بر می گرده و کمبود ها و عقده ها و ناهنجاری ها می یاد روی کار .

شاید وقتی صحبت از غرب زدگی و اشکال ظاهریه نامناسب می شه ما خودمون رو از بقیه جدا می کنیم ... یا چه می دونم .. وقتی صحبت از روابط نامشروعه اکثریت رو هرزه می بینیم و به روابط مثلا سالم خودمون می نازیم ...

خلاصه وصله هایی که به دیگران می چسبونیم هرگز به خودمون نمی چسبه ! 

ولی

چرا ظاهری متفاوت درست می کنیم .. مطمئنا" تنها به دلیل علاقه ی شخصی نیست ..

آیا نیاز به توجه داریم ؟

چرا در دوستی هایی که می دونیم قرار نیست پایانی مشروع داشته باشه روابط جنسی برقرار می کنیم؟  دلیلش فقط اینه که داریم از فشار جنسی می ترکیم ؟

هفته ی دیگه به لطف اساتید جلسه ای دعوت شدم که موضوعش تقریبا حول همین سوالاتیه که گفتم ..

و

 برای نظرات این پستم نیاز به صداقت محض دارم ...

نوشته شده توسط ذهن چسبناک در ساعت 19:14
[ ]

© Copyright 2008-2009, sticky-mind.Blogfa , All Rights Reserved